دیدگاه گفتمانی با رویکرد نشانه - معناشناختی معتقد است تولیدات زبانی تابع فرآیندی پیچیده هستند که عوامل نشانه - معنایی بسیاری در آن دخیل اند. در چنین دیدگاهی، بر خلاف روش های مطالعه ساختگرایی که تولیدات زبانی را ابژه هایی بیرونی و مستقل از تولیدکننده آن می دانستند، آنچه دارای اهمیت است نوعی حضور و موضع گفتمانی است که پویا بودن آن همواره ما را با نوعی جهت گیری گفتمانی، بسط روابط، تعامل بین نیروهای همسو یا همگرا و نا همسو یا واگرا سوق می دهد. آنچه سبب عبور از نظام ساختاری مبتنی بر رابطه دالی و مدلولی نشانه ها به سوی نظام فرآیندی می شود چیست؟ به نظر می رسد نظام فرآیندی که بر رابطه بین سطوح زبانی (سطح صورت و محتوا) متکی است، جانشین رابطه دالی و مدلولی می شود. چه ویژگی هایی سبب می شوند تا سطوح زبانی بتوانند مرزهای معنایی را جا به جا کنند و به تولید جریانی نشانه - معنایی منجر شوند؟هدف ما از ارایه این مقاله علاوه بر پاسخ به این پرسش، بررسی شرایطی است که ما را از نشانه شناسی ساختگرا، که معناهای از پیش تعیین شده در آن از اهمیت زیادی برخوردارند، به نشانه - معناشناسی گفتمانی، که در آن معنا تابع مذاکره و کشمکش و تنش بین سطوح زبانی است، سوق می دهد.